اتفاقات قبل از ماه محرم
سلام نفس ماماني.بالاخره اومدم و وبلاگت رو آپ كردم.هرچند همش تقصير من نيست اما ببخشيد گل نازم.بالاخره اينترنت دار شديم.اين جريان آپ كردن هم واسه ما شده مثل ماجراي جهنم ايرانيا.يا اينترنت نيست يا عكسات آماده نيستن يا كمبود وقته.بالاخره همه مشكلات برطرف شدن و وبلاگت آپ شد هستي جونم.اما آخرين ماجراي قبل از ماه محرم اومدن ما به اهواز و رفتن به ماهشهر واسه عروسي دخترعموي مامان (كيميا جون)بود.آخرين 5شنبه قبل از محرم بعد از اينكه باباجون از سركار اومد و كمي استراحت كرد راه افتاديم به سمت اهواز .مادرجون اينا و خاله رويا اينا منتظرمون بودن تا با هم راه بيفتيم به سمت ماهشهر.خيلي وقت بود كه همه فاميل رو نديده بودم.خيلي خوب بود و خوش گذشت.قربونت بر...
نویسنده :
مامان هستی
18:10










